روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۲۳ مطلب با موضوع «اجتماعیات» ثبت شده است

۱۴
آذر

عجیب ترین واقعیت جهان را کشف کرده ام.

عحیب ترین واقعیت جهان یک چیز است: همه، درست می گویند؛

  • علیرضا داداشی
۰۲
آذر

این روزها فشردگی برنامه ها، مجال خیلی کارها را از من گرفته و بیشتر اوقات فکرم مشغول است.

  • علیرضا داداشی
۲۲
آبان

 

اگر خواستید از «آموزش» برای خودتان دکانی بسازید - که بعید می دانم اهل این کارها باشید - یک پیشنهاد  عالی برای تان دارم.

  • علیرضا داداشی
۰۱
مهر

کلافگی خودش میاد.

یعنی، از اون دسته پدیده هاست که هر وقت شرایط رو فراهم ببینه، سر و کله اش پیدا می شه؛ نه اجازه می گیره، نه اعلام می کنه.

چقدر هم به سراغ من یکی میاد!

می گم اگه کلافگی بطور متوسط همین اندازه به بقیه آدمها سر بزنه که به من می زنه، به گمانم باید بگم بزرگترین ویژگی مشترک نسل آدمی - دست کم نسل فعلی - کلافگیه.

  • علیرضا داداشی
۲۳
شهریور

بر اساس یک سری مشاهده ، قصد طرح چند سوال را دارم؟

سوال از رفتاری که محدود به یک کشور نیست.

 

  • علیرضا داداشی
۲۰
شهریور

بعضی مواقع لازم است برای دیگران غول بسازیم.

 

اینکه آنها علاقمند باشند غول داشته باشند یا نه، اهمیتی ندارد؛ چون اصلاً به خودشان مربوط نیست.

ما هر وقت لازم بدانیم، موظفیم و متعهدیم برای آنها غول بسازیم.

 

چگونه؟

  • علیرضا داداشی
۱۲
مرداد

ما اقلیت سازیم.

 

این را امروز صبح فهمیدم.

وقتی داخل مترو بودم.

وقتی که پسر جوان سوار مترو شد.

همان پسر جوانی که هندزفری خلبانی به گوشش بود.

با هندزفری خلبانی داشت یک موسیقی راک را با صدایی بلند گوش می داد.

صدای موسیقی آن قدر بلند بود که به گوش من و بقیه مسافران تا یک واگن آن طرف تر هم می رسید.

 

  • علیرضا داداشی
۲۷
تیر

- ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦

 

پیش نوشت:

این نوشته، خاطره ای واقعی است از یک دوست.و متاسفانه، تماماً واقعی است.

 

متغیر مستقل، متغیر تاثیرگذار است. متغیر وابسته، متغیر تاثیرپذیر.

مرتب این جمله را با خشم و دلخوری تکرار می کرد.

از او پرسیدم علت این خشم و دلخوری و رابطه اش با این تعریف ساده ازمتغیر وابسته و مستقل چیست؟

جوابش اشکم را درآورد.

از پایان نامه ی کارشناسی ارشدش برایم گفت.

  • علیرضا داداشی
۲۷
تیر

 - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥

 
 

یکی دو روزی است نامیزان هستم؛ بیشتر روحی. 

هیچ حسایستی از نوع فصلی و غیر فصلی ندارم. فقط هر از چندگاهی از حالت روتین خارج می شوم و کلافگی وضعیت غالب روحی ام می شود.

شاید به خاطر خبرهای فوت چهره های دوست داشتنی ام، آن هم پشت سر هم باشد، شاید به خاطر سوء تفاهم های داخل خانه و به احتمال بیشتر به خاطر هر دوی آنها.

کلافه بودم.

با این کلافگی، امروز تصمیم گرفتم تا حد ممکن نافرم باشم.

  • علیرضا داداشی
۲۷
تیر

ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٥

 
 

چند دهه ی پیش.

بچه ها باید سرگرم شوند. باید بازی هم بکنند، آن ها روحیه هم لازم دارند، باید خستگی هم در کنند.

باید فکر یک بازی دسته جمعی بود.

دسته جمعی.

----------------------------

بازی اختراع شد؛ یک بازی کم خرج؛ بدون خرج.

  • علیرضا داداشی