روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

علاقمندان رانت، پیشگامان فساد

يكشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ۱۲:۲۲ ب.ظ

چند سال پیش از این، مقاله ای در خصوص فساد اداری در کشور نوشته بودم و  با این پرسش شروع کرده بودم که چرا با وجود داشتن 5 نهاد نظارتی در سطوح عالی کشور، باز هم از فساد در امان نیستیم؟

آخرش هم چندین راه حل اساسی و عملیاتی برای مقابله ی اثربخش با فساد  هم  در مرحله ی پیشگیری و هم در مرحله ی جلوگیری از گسترش فساد ارائه کرده بودم.

از شما چه پنهان، دو نشریه متفاوت - یکی علمی ترویجی و دیگری نشریه ای وابسته به یک انجمن علمی مدیریتی- آن را به فاصله ی چند ماه چاپ کردند.

 

اما واقعیتی که اینجا می خواهم به آن اشاره کنم، کمی متفاوت است.

واقعیت این است که ما مردمی هستیم که عمدتاً علاقمند به برخورداری از رانت هستیم و به همین سبب معتقدم به نوعی خودمان پیشگام فسادیم.

 

موضوع پیچیده نیست.

کافی است نگاهی به رفتارهای خودمان و اطرافیان مان بیندازیم و در پس آن فرهنگی را ببینیم که  ما پیروانش چندان هم بی میل به برخورداری از رانت و دامن زدن به فساد نیستیم.

 

چند نمونه:

 

1- در جاده مشغول رانندگی هستیم. به هر دلیل شناخته شده ای، راه بند آمده است. طبیعی ترین و متمدنانه ترین شکل رفتار در چنین وضعیتی این است که منتظر بمانیم تا راه باز شود و به بعد به مسیرمان ادامه بدهیم.

 

اما رفتار ما چیست؟

 

به هر زور و ضربی شده، راهی در حاشیه ی جاده پیدا می کنیم و خودروی مان را در آن مسیر می اندازیم ، به خورد هموطنان مان که هم مسیر ما هستند کلی  خاک و خل می دهیم، برای اینکه به این نتیجه رسیده ایم که راهی ولو ناصحیح وجود دارد که به ما کمک می کند میانبُر بزنیم و زودتر از آن چه باید و زودتر از هر کس دیگری به مقصدمان برسیم. ما محق برخورداری از این میانبر هستیم ولو به قیمت توهین و رفتار ناشایست با دیگران، چون ما با بقیه فرق داریم و  همین که زرنگیم و اهل استفاده از هر شیوه و راهی برای رسیدن به مقصد هستیم، یعنی بقیه چشم شان باید کور شود و ما کاری را که دوست داریم انجام بدهیم.

 

2- در صف صندوق فروشگاه ایستاده ایم.

همه دارند بهای خریدشان را محاسبه می کنند تا بپردازند و سراغ کارهای دیگرشان بروند.

ما از کنار صف، خودمان را به صندوق دار می رسانیم و انتظار داریم که خرید ما را جداگانه حساب کند تا زودتر برویم. چرا؟

برای اینکه ما صندوقدار را می شناسیم و این خودش یعنی دیگر دلیلی وجود ندارد که مثل بقیه ی همشهری ها منتظر نوبت بمانیم.

شناختن صندوقدار یعنی ما متفاوتیم و محق برخورداری از یک حق ویژه - ولو از نوع من درآوردی.

 

3- چراغ چهارراه قرمز است.

همه ی رانندگان و از آن طرف عابران پیاده ی طرف دیگر چهارراه، پشت چراغ قرمزی که حدود 120 ثانیه به طول می انجامد ایستاده اند. یکی از رانندگان بی توجه به حق و حقوق دیگران، چهارراه را رد می کند. آن طرف چهارراه پلیس او را متوقف می کند تا بابت رفتارش با او برخورد مقتضی کند.

راننده با سرعت پیاده می شود و خودش  را به افسر پلیس می رساند، کتش را باز می کند و چیزی را نشان پلیس می دهد، نکته ای را هم در گوش او نجوا می کند.

تیزگوشی ات به کمکت می آید و با موفقیت لب خوانی می کنی: من از همکاران تون هستم.

 

طرف داشته کارت شناسایی اداره ی فلان را نشان می داده و با نشان دادن کارت شناسایی و یادآوری این که من از همکاران تان هستم انتظار دارد پلیس او را از رعایت قانون معاف کند و اجازه بدهد حق دیگران را ضایع کند.

 

مثال های متعدد دیگری هم وجود دارد که ذکر آنها چندان ضروری نیست.

 

ولی واقعا به این سوالات بیندیشیم:

 

- این محق دانستن خودمان برای رسیدن به هر چیزی که دلمان می خواهد، به هر شکلی و در هر زمانی که دل مان می خواهد، از کجا ریشه گرفته؟

- چرا ما خودمان را از دیگران متفاوت می دانیم؟

- چه کسی اولین بار گفته که ما با دیگران منفاوتیم و البته از بقیه برتر هستیم؟

- چه کسی اولین بار متفاوت بودن را برای ما اینگونه تعریف کرده است؟

- این که دیگران می کنند، چرا ما نکنیم را چه کسی برای ما به فرهنگ تبدیل کرده؟

 

واقعاً، مرگ خوب است ولی برای همسایه؟!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی