روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سازمان و مدیریت» ثبت شده است

۱۹
مهر

آقا، یک جا، در یک جلسه ای، در دفاع از پروژه ای خوب خودش را نشان داده است.

مدیر واحد «الف» که چشمانش برای دیدن کارمندان خودش ضعیف است، این ابراز وجود را دیده و این سوپرمن، در همان جلسه،  چشم و دل او را برده است.

 

مدیر واحد الف، یک روز، آقا را به عنوان معاون خودش آورده و در واحد «الف» مشغول کار کرده است.

  • علیرضا داداشی
۰۱
مرداد

یکی از مواردی که خلاء بزرگ آن در فضای کسب و کار فعلی جامعه ی ما به وضوح دیده می شود، موضوع  «حرفه ای گری» است.

 

این که هر کسی در هر زمانی مایل به اشتغال به هر شغل و پیشه ای باشد، مشغول می شود، یکی از نواقص بزرگ فضای کسب و کار است؛ اینکه برخی افراد توانایی ها و ظرفیت های زیادی برای موفقیت در کار و حرفه شان دارند ولی به علت عدم آگاهی از شیوه های «حرفه ای گری» قادر به حفظ و ارتقاء آن نیستند، درد بزرگتر دیگری است.

 

 

 

  • علیرضا داداشی
۲۷
تیر

ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٥

 
 

چند دهه ی پیش.

بچه ها باید سرگرم شوند. باید بازی هم بکنند، آن ها روحیه هم لازم دارند، باید خستگی هم در کنند.

باید فکر یک بازی دسته جمعی بود.

دسته جمعی.

----------------------------

بازی اختراع شد؛ یک بازی کم خرج؛ بدون خرج.

  • علیرضا داداشی
۲۶
تیر
 
- ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٥
 
 

همکار جوان، امروز همان سوالی را پرسید که قدیمی ها تا چند سال قبل می پرسیدند.

جوابی که به او داد، کسی به قدیمی ها نمی داد.

جواب تا یکی دو دقیقه شوکه اش کرد. بعد، تا حدی قانع شد؛ البته تا حدی.

سوالش این بود:

- واقعا مدیر تازه الان دارد می رود جلسه؟

ساعت 7 شب می ره جلسه، کی بر میگرده؟ کی می رسه خونه؟ پس تکلیف خونه و زندگیش چی می شه؟

جواب این بود:

* شما دلت برای خودت بسوزه.

- یعنی چی؟

* یعنی این که این تویی که هر شب ممکنه دیر بری خونه و هر روز تعطیل ممکنه لازم بشه بیایی سر کار و آخرش هم احتمالا هیچی.

- ایشون چی؟

* ایشون حداقلش اینه که بعد یه سال اینجوری کار کردن، یه سفر خارجی می ره، یه خونه ی خوب و یه ماشین عالی و یه حقوق ماهی چند ده میلیون تومان می گیره ، می بره خونه در خدمت زن و بچه اش.

- یعنی این زندگی نکردن ها با یه حقوق فلان اندازه و ماشین و خونه ی خوب جبران می شه؟

* اگر هم جبران نشه، باز وضعش از تو بهتره که با همه ی این نرفتن ها و زندگی نکردن ها، همین جبران حداقلی رو هم نداری.

  • علیرضا داداشی
۲۵
تیر
 
ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٥
 
 

«نتیجه»، محصول مشترک «عملکرد سازمان» و «واکنش محیط» است.

ممکن است جراح کارش را درست انجام دهد ولی بیمار فوت کند.

ممکن است محصول کیفیت داشته باشد ولی در بازار شکست بخورد.

 

این جملات را «ریچارد اسکات» در کتاب «سازمانها؛ سیستم های عقلایی، طبیعی و باز» آورده است.

و من با خواندنش به این اندیشه فرو رفتم که شاید اینگونه است که امام حسین (ع) ماموریت هدایت و ظلم ستیزی اش را به کامل ترین شکل انجام می دهد ولی مردم زمانه اش و زمانه های پس از او چندان که باید هدایت نمی شوند.

شاید به این دلیل است که همه ی جوامعی که دانشمند و اندیشمند دارند، لزوماً توسعه پیدا نمی کنند و ارتقاء نمی یابند و پیشرفت نمی کنند.

شاید به این دلیل است که تاریخ، بسیاری اندیشمندان را به خود دیده که در سرزمین مادری شان تحقیر و تمسخر نصیب شان شده ولی در کشوری دیگر، در محیطی دیگر این زمینه را یافته اند که دانش خود را بروز دهند و اسباب پیشرفت جامعه ی انسانی را فراهم سازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب: سازمانها؛ سیستم های عقلایی، طبیعی و باز

نویسنده: ریچارد اسکات

مترجم:دکتر حسن میرزایی اهرنجانی

ناشر:انتشارات سمت

------------------------------------------------

ریچارد اسکات، متولد نوامبر 1928 و آمریکایی است.

متاسفانه کتابهای زیادی از او به فارسی ترجمه نشده است. شناخته شده ترین کتاب او در کشور ما همین کتابی است که تصویرش را بالا گذاشته ام.

  • علیرضا داداشی
۲۵
تیر
 
- ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
 
 

اینکه بر اساس تفکر سیستمی در هر سیستم تک تک اجزاء اهمیت دارند و همه به اندازه ی خودشان کارکرد دارند، کاملاً درست است.

اما یک نکته که نباید فراموش کنیم این است که قرار گرفتن هر جزء سیستم در سر جای مناسب خودش و عمل کردن آن جزء در زمان مناسب است که تضمین کننده ی بقاء، تداوم و ارتقاء جایگاه سیستم می شود.

 

مثلا در سیستم بیولوژیک انسان، داشتن و نداشتن یک بند انگشت یک حرف است، اینکه آن بند انگشت سرجای خودش قرار داشته باشد یا نه، حرفی دیگر که اتفاقا این دومی به مراتب مهم تر است.

سیستم بدنی انسان و خود انسان به عنوان کسی که بهره بردار اصلی این سیستم بدنی است با نداشتن یک بند انگشت کنار می آید و می تواند  به مرور راهی بیابد که عوارض مربوط به این نقص را بر طرف کند و سیستم را معطل نگه ندارد ولی اگر همین یک بند انگشت به جای اینکه  در سر جای اصلی خودش قرار داشته باشد یا حتی اصلا وجود نداشته باشد، در جایی نامربوط و غیر مفید قرار بگیرد مثلا نوک بینی یک فرد، دشواری هایی فراهم می سازد که چندین برابر عدمش درد سر ساز خواهد بود.

اینکه هر چیز به جای خویش نیکوست به اعتقاد من مکمل اصل اهمیت جایگاه اجزاء در سیستم است.

  • علیرضا داداشی