روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سازمان و مدیریت» ثبت شده است

۰۵
ارديبهشت

پیش نوشت:

پیش تر مطالب پراکنده ای در باب روش های خاص مدیریتی در سازمان های دولتی نوشته ام ؛ هم اینجا و هم در اینستاگرام و هم در کانالی که در تلگرام دارم.

  • علیرضا داداشی
۲۶
فروردين

مادرم ضرب المثلی  - شاید خودساخته - دارد که به کرات و به فراخور از آن استفاده می کند:

بمیره بدی که بره، خوب جاش بیاد.

 

  • علیرضا داداشی
۲۹
بهمن

نه تنها تسلیت نمی گویم، از دیدن و خواندن پیام های تسلیت متنفر هم هستم.

  • علیرضا داداشی
۰۴
بهمن

بهزاد نبوی، فعال اصلاح طلب در مصاحبه ای، گفته :

«من در زندان، ضد انقلاب، یعنی همه انقلاب‌ها شدم! از انقلاب فرانسه تا بهار عربی. از نگاه من انقلاب‌ها مشکلات اساسی دارند. مهم‌ترین مشکل آنها این است که با تفکر انقلابی، ساختار موجود کشور را نابود می‌کنند و به‌دلیل بی‌تجربگی در ایجاد ساختار جدید دچار مشکلات اساسی می‌شوند. خود ما هم در ابتدای انقلاب تجربه نداشتیم و طبعا در اداره کشور دچار مشکلات اساسی بودیم. اجرایی‌ترین فرد در میان ما مرحوم مهدی بازرگان بود که تصور می‌کنم مهم‌ترین سمت اجرایی‌اش ریاست سازمان آب تهران در زمان مرحوم محمد مصدق بود. به این نتیجه رسیدم که در عصر حاضر برای ما و همه ملت‌ها و کشورها، تنها راه، اصلاحات است. گفتمان اصلاح‌طلبی تعطیل‌بردار نیست. در هیچ کجای دنیا، امروز دیگر انقلاب مقبولیتی ندارد».

 

  • علیرضا داداشی
۳۰
دی

این که چه جور همکاری بود، خیلی یادم نیست. راستش زیاد هم با هم کار نکرده بودیم و همون موقع هم این رو نمی دونستم.

حتی فکر می کنم بر خلاف اکثر همکاران که از دانشگاه علامه بودیم، او از دانشگاه ما هم نبود.

  • علیرضا داداشی
۲۴
دی

تا چند سال قبل، یک «بدبختی بزرگ» داشتیم:

مدیران بی سواد و نابلدی داشتیم که به حرف با سوادها و کاربلدها اهمیت نمی دادند.

 

چند سالی است که  یک «بدبختی بزرگ تر» داریم:

دانشگاه هایی ساخته ایم که به مدیران بی سواد و نابلد، مدرک باسوادی و کاربلدی می دهند.

 

همیشه یک «بدبختی خیلی بزرگ تر» داشته ایم  و داریم:

با این مدیران و این دانشگاه ها، انتظار بهبود اوضاع داشته ایم و داریم.

  • علیرضا داداشی
۱۸
دی

موضوع این پست، گزارشی است از نتیجه ی طرح «بررسی شرایط احراز سِمَت در یک سازمان دولتی». 

 

  • علیرضا داداشی
۱۰
دی
  • علیرضا داداشی
۰۵
دی

سال گذشته در ترجمه ی فصولی از یک کتاب برای اولین بار با این اصطلاح آشنا شدم.

  • علیرضا داداشی
۲۶
آذر

می خواهم از تجربه ای بنویسم که بارها و بارها، در سازمان های مختلف، در مرور زمان به آن رسیده ام ولی هر بار به شکلی مشابه بروز یافته است.

  • علیرضا داداشی