روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازاریابی دارم.
در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

جایگاه ارتباطات در کسب و کار

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۳۳ ب.ظ

یک سوال:

آیا این که یک بازیگر پول بدهد و نقش بگیرد،کاری زشت و ناصواب است؟

 

به نظرم، خیر!
 


کدام صاحب کسب و کار است که - به خصوص در فضای رقابتی - تلاش نکند که کسب و کارش و محصولش دیده شود؟
 

بیایید از منظر همان بازیگری ببینیم:


محصول یک بازیگر، بازی اوست و فضای بازیگری در سینمای حال حاضر ما شدیدا رقابتی است.

به نظرم بد و شرم آور نیست که یک بازیگر برای اولین دیده شدن هایش پول خرج کند و به عبارت فراگیرتر هزینه کند.

 

آنچه بد است این است که بازیگر خوبی نباشیم و برای همه ی دفعات بازی کردن مان هزینه کنیم و به جای ارائه ی بازی حرفه ای و با کیفیت، همواره به واسطه ی پول بخواهیم محصول خود را بفروشیم.

قطعاً در بازار هنر، همه خودشان -همزمان- نویسنده و بازیگر و کارگردان و تهیه کننده نیستند.

در فضای بازار هم همین گونه است.

 

پس، گاه لازم است ارتباطاتی برقرار کنیم که نفع طرفین در آن لحاظ شده باشد.

نکته ای که توجه به آن ضروری است این است که باید حواس مان باشد که مشتری، جنس بی کیفیت را پس خواهد زد و این یعنی ارتباطات همه چیز نیست؛ ارتباطات نهایتا باید ابزاری برای معرفی ما و محصول و کیفیت مان باشد.

اصلاً ایرادی ندارد که از ارتباطات برای ورود به بازار استفاده کنیم ولی تداوم حضور در بازار را باید با ارائه ی محصولِ با "کیفیت" و "متمایز" پیگیری کنیم.


محصول و خدمتی، هربار با کیفیت تر و متمایزتر از قبل.

نظرات  (۱)

این چه نظریه که شما دارید؟
یعنی یک بچه پولدار یا بچۀ اقازاده باید بتواند براحتی فردی رو که سالها خاک تئاتر و نداری بازیگری و هنر رو کشیده بزنه کنار؟
این چه استدلالی هست که شما دارید جسارتا برادرم؟
پاسخ:
سلام.
نظر من هم برای خودش نظریه. خواهر من.

البته خارج از شوخی به نظرم سوء تعبیر پیش اومده.
من کی گفتم خوردن حق یه عده بازیگر کاربلد دود چراغ و خاک صحنه خورده توسط یه عده بچه پولدار کار خوبیه؟

بحث من، بحث دفاع از حرفه ای بودن و کاربلد بودنه اتفاقا.
این جمله در واقع کمترین ربط رو به عالم هنر داره.

استفاده از مثالی آشنا در عالم هنر، برای توضیح نکته ای در خصوص این که ممکنه به شیوه های مختلف و گاه نادرست دیده شویم، ولی برای پایدار بودن در فضای حرفه ای باید مهارتها و دانش لازم را هم داشته باشیم.
این روزها در بحث کسب و کار و بازاریابی و فروش مشخص شده که  مشتری یا مخاطب دیگه نه به سبب خوش تیپی و ظاهر زیبا و نه به واسطه تبلیغات پر زرق و برق و نه به سبب هیچ ترفند دیگه ای مشتری وفادار باقی نمی مونه. مشتری فقط دنبال کیفیته. کیفیتی که تماما توسط خود مشتری مشخص و تعیین می شه.

دوام کسب وکار، دشوار است. همین.همه ی صحبت من این بود.
ممنون که به اینجا سر زدید و ممنون نظرتون رو نوشتید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی