روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

۹ مطلب با موضوع «یادداشت های مدیریتی :: مدیریت منابع انسانی» ثبت شده است

۲۶
فروردين

مادرم ضرب المثلی  - شاید خودساخته - دارد که به کرات و به فراخور از آن استفاده می کند:

بمیره بدی که بره، خوب جاش بیاد.

 

  • علیرضا داداشی
۱۰
اسفند

 

ارزیابی عملکرد کارکنان (Human Resources Performance Measurement) یا (Evaluation of employee performance)  فرایندی است که به وسیله آن کار کارکنان در فواصلی معین و به طور رسمی، مورد بررسی و سنجش قرار می‌گیرد.

 

این ارزیابی، در سازمان های مختلف با اهداف و به تبع آن، به اشکال مختلف صورت می پذیرد.

  • علیرضا داداشی
۰۹
اسفند

دربند واژگان نباشیم.
 

عناوین «نیروهای انسانی»، «منابع انسانی» یا «سرمایه های انسانی»، هیچ تفاوتی با هم ندارند.این ها عناوین مختلفی هستند که به یک «واقعیت ثابت» اطلاق می شوند.

  • علیرضا داداشی
۱۸
دی

موضوع این پست، گزارشی است از نتیجه ی طرح «بررسی شرایط احراز سِمَت در یک سازمان دولتی». 

 

  • علیرضا داداشی
۱۰
دی
  • علیرضا داداشی
۲۶
آذر

می خواهم از تجربه ای بنویسم که بارها و بارها، در سازمان های مختلف، در مرور زمان به آن رسیده ام ولی هر بار به شکلی مشابه بروز یافته است.

  • علیرضا داداشی
۱۹
مهر

آقا، یک جا، در یک جلسه ای، در دفاع از پروژه ای خوب خودش را نشان داده است.

مدیر واحد «الف» که چشمانش برای دیدن کارمندان خودش ضعیف است، این ابراز وجود را دیده و این سوپرمن، در همان جلسه،  چشم و دل او را برده است.

 

مدیر واحد الف، یک روز، آقا را به عنوان معاون خودش آورده و در واحد «الف» مشغول کار کرده است.

  • علیرضا داداشی
۲۷
تیر

- ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥

«در بازار سیاهپوستانِ ثروتمند، کادیلاک نماد موقعیت اجتماعی است. سیاهان به دلیل اینکه به دیگر نمادهای اجتماعی مانند خانه ها و هتل های لوکس دسترسی ندارند، خریدن کادیلاک تنها راهی است که از آن طریق می توانند رفیع بودن جایگاه اجتماعی خودشان را به نمایش بگذارند.»

این جملات را «نیک دریستات» (Nick Dreystadt) گفته بود.

http://images.persianblog.ir/968389_tKRWJbZc.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

  • علیرضا داداشی
۲۵
تیر

 ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٦

 
 

حکایت اول:

خیلی سال پیش از این در کتابی خوانده ام که وقتی سپاه ابرهه برای تخریب کعبه به شهر مکه وارد شدند، عبدالمطلب پدر بزرگ پیامبر(ص) کلید دار و بزرگ شهر مکه بود.

در مذاکراتی که بین عبدالمطلب و نماینده سپاه ابرهه صورت می گیرد، سپاه مهاجم از تصمیم خود بر نمی گردد و عزم تخریب کعبه می کند.

  • علیرضا داداشی