روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۲۶ مطلب با موضوع «یادداشت های مدیریتی» ثبت شده است

۲۶
آذر

می خواهم از تجربه ای بنویسم که بارها و بارها، در سازمان های مختلف، در مرور زمان به آن رسیده ام ولی هر بار به شکلی مشابه بروز یافته است.

  • علیرضا داداشی
۰۹
آبان

از پست قبلی تا این یکی، خیلی تاخیر افتاد. ببخشید فکرم جمع نمی شد.

توری ساز پست قبلی که دیگر نیامد و آن قدر بد رفتار کرد که به اتفاق همسر تصمیم گرفتیم بی خیالش شویم و به قول یکی از دوستان حواله اش دادیم به خدا. (این قدرها هم برای مان جدی نبود. دوستم خیلی جدی گرفته بود.)

  • علیرضا داداشی
۰۱
آبان

پیش از این در دو پست مجزا، از «حرفه ای گری» نوشته بودم و از «تجربه ی حرفه ای گری در سطح مشتریان خرد». ولی این بار و البته در یکی دو مطلب بعدی، از کسانی خواهم نوشت که اصلاً به این موضوع اهمیت نمی دهند و رفتارهای غیر حرفه ای شان جز مکدر کردن خاطر مشتری، کاربردهای دیگری هم دارد. اما دست کم تصمیم من این است که  هیچ مشتری جدیدی برایشان نفرستم.

 

  • علیرضا داداشی
۱۹
مهر

آقا، یک جا، در یک جلسه ای، در دفاع از پروژه ای خوب خودش را نشان داده است.

مدیر واحد «الف» که چشمانش برای دیدن کارمندان خودش ضعیف است، این ابراز وجود را دیده و این سوپرمن، در همان جلسه،  چشم و دل او را برده است.

 

مدیر واحد الف، یک روز، آقا را به عنوان معاون خودش آورده و در واحد «الف» مشغول کار کرده است.

  • علیرضا داداشی
۱۶
مهر

آخرین پرسش لازم در تعریف هدف اصلی و رسالت کسب و کار این است :

«از دید مشتری چه چیز ارزش تلقی می شود؟»

 

شاید این پرسش از پرسش های دیگر مهم تر باشد، اما به هر حال پرسشی است که کمتر پرسیده می شود.

  • علیرضا داداشی
۲۵
شهریور

از این به بعد در فرصت هایی که دست بدهد، با هدف تشریح وضعیت کاری در سازمان ها و توضیح تا حد امکان غیر مستقیم ِ مباحث رفتار سازمانی، بخش هایی از تجربیات کاری ام را اینجا به عنوان «خاطرات سازمانی من» خواهم نوشت.

کار مرتبط با رشته ی تحصیلی را از ترم چهارم در یک دفتر حسابرسی شروع کرده ام.

 

خاطره ها ترتیب زمانی نخواهند داشت. هر وقت هر کدام به خاطرم آمد،می نویسم.

  • علیرضا داداشی
۱۹
شهریور

در این 20 و خرده ای سالی که در سازمان های کوچک و بزرگ مشغول کار بوده ام، از دولتی و خصوصی و نیمه دولتی و وابسته به نهاد گرفته تا خصولتی (خصوصی دولتی شده) تقریباً با همه نوع سازمانی آشنایی پیدا کرده ام؛ یا شاغل آنها بوده ام یا به سبب دورانی که حسابرس بوده ام با آنها سر و کار داشته ام.

در این بین آدم های زیادی آمده اند و رفته اند که من با نوع نگاه خاص خودم متوجه نکات مهمی از این رفتن ها و آمدن ها شده ام.

  • علیرضا داداشی
۰۹
شهریور

شهریور 1394 دانشجوی دکترای بازاریابی شدم.

 

امروز که حدوداً  2 سال از آن زمان گذشته، آزمون جامع را هم پشت سر گذاشته ام و از ترم جدید، به امید خدا به سوی رساله ی پایان نامه حرکت خواهم کرد.

در این دو سال دانشجوی بازاریابی بودن و دانشجوی دکترای بازاریابی بودن، چه کرده ام؟

 

این سوال را اول از همه خودم از خودم پرسیدم.

  • علیرضا داداشی
۲۴
مرداد

امروزه وضعیت کسب و کار به گونه ای شده که حتی اگر یک فعالیت خاص شخصی تعریف کنی و در منزل به عنوان یک کسب و کار و منبع درآمد ولو کوچک، مشغول انجامش شوی، در فاصله ی زمانی کوتاهی تعدادی رقیب برایت پیدا می شود.
 

  • علیرضا داداشی
۱۹
مرداد

این که هم افراد عادی و هم صاحب نظران در مواجهه با تکنولوژی به دو یا سه دسته تقسیم می شوند، موضوعی نیست که نیاز به یادآوری یا دفاع یا موافقت و مخالفت داشته باشد.

 

خیلی ساده است: عده ای معتقدند تکنولوژی خوب ِ خوب ِ خوب است،عده ای معتقدند تکنولوژی بد ِ بد ِ بد است،عده ای معتقدند هم خوب است و هم بد.

 

از دیگر سو، وقتی تکنولوژی در خدمت هنر قرار می گیرد، می تواند به ارتقاء هنر کمک کند یا به اضمحلال آن.

وقتی در خدمت فرهنگ قرار بگیرد، می تواند به ارتقاء آن کمک کند یا به اضمحلالش و...

 

حرف من چیز دیگری است.

  • علیرضا داداشی