روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرفه ای گری» ثبت شده است

۲۲
خرداد

من یک همکار دارم که بیش از یک دهه است با هم دوست هستیم.

من و او مثل هر دو انسان دیگری در عین شباهت، تفاوت هایی هم داریم که برایم جالب است.

  • علیرضا داداشی
۱۵
ارديبهشت

محتوای این پست تبلیغاتی نیست.

یعنی هدفش تبلیغ نیست؛ بیشتر از نوع شرح تجربیات موفق است، ولو این که می تواند تبلیغات هم باشد. و البته این خودش بالذاته بد هم نیست.

 

  • علیرضا داداشی
۲۷
اسفند

امروز، برخلاف همه ی سال های گذشته در چنین روزهایی، وقت آزاد داشتم.

نشستم به پاک سازی فایل ها و پوشه های کامپیوتر اداره.

 

  • علیرضا داداشی
۲۹
آذر

قبل از ورود به بانک،  5 سال سابقه ی مرتبط داشتم و حدود 12  سازمان مختلف کار کرده بودم. کارهایی مرتبط با رشته ی تحصیلی ام که از ترم 4 مقطع کارشناسی شروع شده بود.

  • علیرضا داداشی
۰۹
آبان

از پست قبلی تا این یکی، خیلی تاخیر افتاد. ببخشید فکرم جمع نمی شد.

توری ساز پست قبلی که دیگر نیامد و آن قدر بد رفتار کرد که به اتفاق همسر تصمیم گرفتیم بی خیالش شویم و به قول یکی از دوستان حواله اش دادیم به خدا. (این قدرها هم برای مان جدی نبود. دوستم خیلی جدی گرفته بود.)

  • علیرضا داداشی
۰۱
آبان

پیش از این در دو پست مجزا، از «حرفه ای گری» نوشته بودم و از «تجربه ی حرفه ای گری در سطح مشتریان خرد». ولی این بار و البته در یکی دو مطلب بعدی، از کسانی خواهم نوشت که اصلاً به این موضوع اهمیت نمی دهند و رفتارهای غیر حرفه ای شان جز مکدر کردن خاطر مشتری، کاربردهای دیگری هم دارد. اما دست کم تصمیم من این است که  هیچ مشتری جدیدی برایشان نفرستم.

 

  • علیرضا داداشی
۱۳
مهر

پیش نوشت 1- این چند بند، فقط بخش هایی از نظرات من در مرور دوباره ی پست قبلی خودم است. نه پاسخ یا راه حل. راستش نه از من سوال کرده و نه راه حل خواسته.

پیش نوشت  2- چند روز اخیر ، برنامه های خیلی فشرده ای داشتم که مانع از آن شد که زودتر بیایم و بنویسم. ببخشید.

  • علیرضا داداشی
۰۳
مهر

کنار مترو، پشت در شیشه ای یک مترو مال در خیابان ِ  ... پسر جوانی نشسته که سی دی فیلم و موسیقی می فروشد.

غرفه ی این پسر، در جای بدی قرار گرفته؛ کنار در ورودی، پشت شیشه ی ضخیم مترومال و قبل از پله ی برقی.

  • علیرضا داداشی
۱۹
شهریور

در این 20 و خرده ای سالی که در سازمان های کوچک و بزرگ مشغول کار بوده ام، از دولتی و خصوصی و نیمه دولتی و وابسته به نهاد گرفته تا خصولتی (خصوصی دولتی شده) تقریباً با همه نوع سازمانی آشنایی پیدا کرده ام؛ یا شاغل آنها بوده ام یا به سبب دورانی که حسابرس بوده ام با آنها سر و کار داشته ام.

در این بین آدم های زیادی آمده اند و رفته اند که من با نوع نگاه خاص خودم متوجه نکات مهمی از این رفتن ها و آمدن ها شده ام.

  • علیرضا داداشی
۱۳
شهریور

 

در سی و نهمین شماره ماهنامه ی «بازاریاب بازارساز» مقاله ای داشتم به نام «برای اثبات اینکه حرفه ای هستم.»

توصیه هایی برای بازاریابان و فروشندگانی که به شغل خود نگاه حرفه ای دارند.

شماره تلفن ماهنامه:  02166423667

  • علیرضا داداشی