روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات
  • ۲۹ آذر ۹۷، ۱۵:۳۶ - نیم ست گوشواره و گردنبند
    عالیه

۱۳ مطلب با موضوع «یادداشت های مدیریتی :: خاطرات سازمانی من» ثبت شده است

۱۹
دی

سالهای پایانی دهه ی هفتاد بود.

شرکت ما را یک شرکت بزرگتر خرید بود.

  • علیرضا داداشی
۱۳
دی

سلام.

 

حرف از عملی شدن یک ماموریت غیرممکن نیست؛ از هیچ نوعش.

 

  • علیرضا داداشی
۰۶
آذر

ایستگاه متروی دروازه دولت به ادعای برخی، شلوغ ترین و پر ترافیک ترین ایستگاه متروی تهران است.

 

من که باید صبح ها در این ایستگاه پیاده شوم، برای جلوگیری از مشکلات مربوط به این شلوغی، معمولا از همان اول ایستگاه که سوار می شوم، میله ی کنار در ورودی را می گیرم و همان جا می مانم که بتوانم راحت پیاده شوم.

 

  • علیرضا داداشی
۰۷
آبان

فکر می کردم هیچ وقت کارمند نشوم، آن هم کارمند بانک؛ ولی شدم.

چطوری اش بماند برای بعد؛ شاید در مطلب جداگانه.

 

  • علیرضا داداشی
۲۴
شهریور

در طی تمام دوران کاری ام، از همان کار دانشجویی در دفتر حسابرسی که «کمک حسابرس» بودم تا هر کار دیگری که بعدها ، در سال های بعد انجام داده ام، تا همین الان، تقریباً در هیچ مقطعی فقط به یک شغل بسنده نکرده ام.

  • علیرضا داداشی
۱۶
مرداد

یکی از اولین کارهایی که در اولین محل کارم انجام دادم، نوشتن بودجه برای شرکت تازه تاسیسی بود که برایش کار می کردم.

وقتی هم به بانک آمدم، در فاصله ی کوتاهی از استخدامم حکم «معاون واحد بودجه و صورت های مالی» برایم صادر کردند.

 

  • علیرضا داداشی
۲۲
خرداد

من یک همکار دارم که بیش از یک دهه است با هم دوست هستیم.

من و او مثل هر دو انسان دیگری در عین شباهت، تفاوت هایی هم داریم که برایم جالب است.

  • علیرضا داداشی
۰۶
خرداد

قاعده ی حضور اول وقت در سازمان ما این طوری است:

صبح ساعت شروع کار ستاد 7:30 است ولی یک فرجه ی 15 دقیقه ای داریم که می توانیم از آن استفاده کنیم؛ به این صورت که،اگر تا 7:45 دقیقه هم برسیم تاخیر محسوب نمی شود ولی اگر 7:46 برسیم ، 16 دقیقه تاخیر محسوب می شود. تاخیرمان بعد از 7:45 معنی پیدا می کند ولی از 7:30 محاسبه می شود.

 

جمع تاخیرهای صبح می تواند 4 مرتبه باشد و روی هم رفته 2 ساعت.

بیشتر از این میزان، منجر به صدور نامه و درج در پرونده ی پرسنلی می شود.

 

  • علیرضا داداشی
۳۰
دی

این که چه جور همکاری بود، خیلی یادم نیست. راستش زیاد هم با هم کار نکرده بودیم و همون موقع هم این رو نمی دونستم.

حتی فکر می کنم بر خلاف اکثر همکاران که از دانشگاه علامه بودیم، او از دانشگاه ما هم نبود.

  • علیرضا داداشی
۲۹
آذر

قبل از ورود به بانک،  5 سال سابقه ی مرتبط داشتم و حدود 12  سازمان مختلف کار کرده بودم. کارهایی مرتبط با رشته ی تحصیلی ام که از ترم 4 مقطع کارشناسی شروع شده بود.

  • علیرضا داداشی