روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

در وبسایت «مدیران نواندیش» - ترشرویی و تلخی

دوشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۲:۳۴ ب.ظ

چهارمین مقاله ی من در وبسایت ارزشمند «مدیران نواندیش»  در 29 فروردین ماه 1398 منتشر شد.

مقاله ای با عنوان «به عنوان فروشنده چطور باید با مشتری ها برخورد کنیم؟»

 

می توانید مطلب من را در کنار ده ها مطلب مفید و آموزنده ی دیگر،  در این نشانی بخوانید.

همچنان توصیه ی من این است که به سایت شان و صفحه ی اینستاگرام شان سر بزنید و عضو شوید و از مطالب مفیدشان بهره مند شوید.

 

با مشتری ترشرویی نکنیم.

نویسنده: علیرضا داداشی - مدرس فروش و بازاریابی

 

یک نکته که لازم است تمام فروشندگان و بازاریابان عزیز به آن توجه کافی داشته باشند این است که حرفه ی ما - فروشندگی و بازاریابی- در رده و دسته ­ی «مشاغل خدماتی» طبقه بندی می شود.

این یعنی ما خدمتکاریم. یعنی ما خدمتگزار مشتریان هستیم.

 

دلیل تاکید بر ضرورت توجه به این نکته چیست؟ رفتار غیر حرفه ای برخی همکاران.

 

شرح شغل ما چیست؟

مشتری وارد فروشگاه ما می شود یا ما برای ارائه و معرفی محصول و خدمتمان به محل او مراجعه می کنیم. این، به خودی خود، هیچ الزامی برای مشتری نمی آورد که حتما از ما خرید کند.

اصلا این که مشتری از ما خرید کند یا نه، یک تصمیم کاملاً شخصی است که به خود او مربوط است و تنها کاری که ما انجام می دهیم و باید با تمام انرژی و توان و با کیفیت عالی از عهده اش بربیاییم این  است که اطلاعات مورد نیاز او را در اختیارش قرار بدهیم. یا بعد از این که تشخیص دادیم او به چه محصول یا خدمتی نیاز دارد و آن محصول یا خدمت را تولید کردیم و به مرحله­ ی قابل ارائه رساندیم، مانند یک مشاور دلسوز و کاربلد و حرفه ای، همراهی اش کنیم تا بتواند مجموعه­ ای از اطلاعات مورد نیاز را گردآوری کند و تصمیمی مناسب و سودبخش برای خودش بگیرد.

 

پس، اگر اطلاعات ارائه شده از سوی ما را کافی ندید، اگر توضیحات بیشتری خواست، اگر خسته مان کرد، اگر بارها رفت و برگشت و سوالات تازه تری پرسید، اگر بارها او را در آستانه­ ی خرید دیدیم و بعد دیدیم که هنوز تصمیم قطعی برای خرید محصول یا استفاده از خدمت ما نگرفته است، اگر شبحات و تردیدهایش کاهش نیافت، اگر بعد از تمام توضیحات و تلاش های ما همچنان عنوان کرد که مایل است سری هم به فروشگاه­ های دیگر بزند و یا محصولات دیگرمان را هم ببیند و بررسی کند، اگر متوجه شدیم نمی تواند به ما اطمینان کند و مردد است، اگر در نهایتِ تلاشی که می کنیم، تصمیم گرفت از ما خرید نکند و به سراغ دیگران برود، هیچ  اعتراضی وارد نیست و ما حق نداریم با او تلخی و ترشرویی کنیم. حق نداریم آزرده شویم و رفتارمان با او تغییر کند و نباید ذره ای از احترام و تعظیم ما در مقابل او کاسته شود.

 

به عنوان یک خدمتگزار درست تر این است که علل عدم توفیق در جلب توجه مشتری و عدم توفیق در تبدیل شک او به تمایل خرید را از ناحیه­ ی خودمان بدانیم و به جای انتخاب رفتار غیر حرفه­ ای با مشتری، تلاش و همت مان را مصروف فراگیری بهتر اصول و قواعدی کنیم که برای موفقیت در فروش و بازاریابی نیازمند آنها هستیم.

 

باید به عنوان یک خدمتگزار، هر گونه عدم توفیق در فروش به مشتری را به کاستی ­ها و ناتوانی­ های فردی و تخصصی خودمان نسبت بدهیم و با تحلیل آنچه میان ما و مشتری به وقوع پیوسته، نواقص کاری خودمان در این تعامل را پیدا کنیم و نسبت به رفع آنها تلاش کنیم.

 

به عنوان مدیر فروش یا سرپرست بازاریابی هم باید در انتخاب و استخدام و به کارگماری فروشندگان و بازاریابان به این شرط توجه بدهیم که کارکنان بخش فروش و بازاریابی ما لازم است به جای اینکه از مشتری توقع خرید داشته باشند، به این فکر باشند که صبر و تحمل شان را در کنار تخصص­ ها و سایر مهارت هایشان افزایش بدهند و خرید را پس از هر میزان کوشش در تعامل با مشتری، یک حق انتخاب طبیعی برای او بدانند نه یک الزام از ناحیه­ ی ما.

 

کوتاه سخن این که: خدمتگزار، با کارفرمای خود ترشرویی و تلخی نمی کند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی