روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

غلبه بر سکون که دوستش نداری

چهارشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۸، ۰۳:۲۲ ب.ظ

برای آدمهایی که سکون و ماندگاری طولانی مدت در یک جایگاه و اشتغال بلندمدت در یک شغل را دوست ندارند، یا بعضی دیگر که چنین شرایطی را حتی تحمل هم نمی توانند بکنند، زیاد پیش می آید که در طول مسیر از خودشان بپرسند تا کی قرار است به این وضعیت ادامه بدهم.

 

حالا اگر چنین فردی در سازمانی، خانواده ای، گروهی یا به طور کلان تر در جامعه ای زندگی کند که وجه غالب کارها روتین هستند، تحمل شرایط خیلی دشوارتر و گاه غیر قابل تحمل خواهد بود.

 

به عنوان کسی که خودش یکی از مشمولین این وضعیت است عرض می کنم که برای کم ک گرفتن به سراغ دیگران نرفتن خیلی بهتر است. تجربه کرده ام که غالباً هیچ راه حلی نیست که دیگران به چنین فردی بدهند و راهگشا باشد.

 

مثلا اینکه

داری سخت می گیری یا

بی خود سخت می گیری،

خیلی انتظار نابجایی داری، 

خودت رو با شرایط وفق بده، 

وقتی نمی شه کاریش کرد بهتره الگوی رفتاریت رو عوض کنی.

 

و حرف هایی شبیه این، مواردی هستند که به عنوان راه حل از طرف دیگرانی که تو را درک نمی کنند توصیه می شود.

 

باز به عنوان یک نفر مشمول این شرایط، یک توصیه خودم برا ی خودم داشته ام که نسبتاً خوب جواب داده است و آن را برای شما دوست عزیزم می نویسم که اگر همدرد من هستی به آن به عنوان یک پیشنهاد توجه کنی، و اگر هم راه حل بهتری داری برای من و بقیه که این نوشته را می خوانند بنویسی.

 

راه حل من این است:

 

اگر به ضرورت شرایط نیازمند یک شغل ثابت هستی - ضرورتی که برخی دوستان اصلاً درکش نمی کنند- یک شغل استخدامی داشته باش که به آن ضرورت پاسخ بدهی: نان شب، تعهدات خانوادگی، نیاز مالی، نگرانی های شخصی که خارج از هر گونه شعار، واقعیِ واقعی هستند.

 

زمان آزادی هم داشته باش که بتوانی در آن بازه ی زمانی به علائق شخصی و لذتبخش خودت بپردازی.

 

برای این بخش دوم، به تنوع هم فکر کن.

 

منظورم از تنوع این است که ممکن چندین فعالیت برایت لذتبخش باشند که اگر بخواهی در بلندمدت به هر کدام شان جداگانه بپردازی، باز هم از تکراری بودن همان فعالیت ِ وقت آزادت دچار آزردگی خواهی شد.

 

مثلا بعضی روزها را صرف جلسات تخصصی با دوستانت کن، بعضی روزها را به کلاس و کارگاهی که برایت لذتبخش است تخصیص بده، بعضی روزها به تفریح مورد علاقه ات بپرداز و بعضی روزها را هم هیچ کاری نداشته باش و خودت را سرزنش نکن؛ این برنامه نداشتن هم خودش تقویت کننده ی تنوع است.

 

نیاز به یادآوری ندارد که آدمهای قابل تعریف در هر کدام از این فعالیتهای غیر رسمی و البته ترکیب این آدمها خیلی مهم است؛ آدمها محیط را می سازند، شرایط جوی، نوع فعالیتها، اندازه و حجم آنها و  ... همه تحت تاثیر ترکیب آدمها شکل می گیرند.

 

نکند به صرف عنوان فعالیت و نام جذب فلان گروه و بهمان محفل بشوی، بعد از مدتی حالت بد بشود.

 

این پست را به این سبب نوشتم که در مقطعی از زمان نیاز داشتم کسی روحیاتم را درک کند و این طور راهنمایی ام کند، کسی نبود و نکرد. شاید هم من به دنبالش نرفتم، گفتم حالا که زیاد این مسیر را تجربه کرده ام برای دیگرانی که شاید حتی همدیگر را نشناسیم، بنویسم.

 

قطعا راهنمایی کسی که خودش موضوعی را تجربه کرده عملی تر و راهگشا تر خواهد بود.

 

نظرات  (۱)

سلام آقای داداشی عزیز

ممنونم بابت تجربه ای که به اشتراک گذاشتینش.

من هم از اون دست ادمهاییم که از جایی که هستم داره حالم بد میشه. و بنا به شرایط نمیتونم و شاید هم بنا به شخصیتم میترسم که تغییرش بدم. و حداقل چیزی رو هم که دارم از دست بدم.

پیشنهاد تون فوق العاده بود. یه چیزهایی که به ذهنم خطور میکرد ولی اینقدر روون و راحت دسته بندی نمیشد توی ذهنم.

شاید به این خاطر که اون زمان ازادی که دارم به شدت محدود و کمه. ولی بالاخره وجود داره و باید از همون کمش هم استفاده بکنم.

باز هم بابت مطلبتون ممنونم

پاسخ:
سلام.
ارادتمندم.
خوشحالم که براتون مفید بوده.
موفق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی