روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

عطار، گوگل، راننده تاکسی

يكشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۸، ۱۲:۵۷ ب.ظ

راننده تاکسی حدود 60 سالی داشت.

این حدس من را بعداً وقتی به سال سربازی رفتنش اشاره کرد تایید کرد.

 

رادیوی ماشین روشن بود. مجری گفت: امروز می خواهیم براتون درباره ی عطار نیشابوری صحبت کنیم. شخصیتی که اطلاعات مختصری درباره ی او موجوده.

 

راننده ی 60 ساله پخی زد زیر خنده و با صدای خش دار و رسایی که داشت با حالتی تمسخر آمیز گفت: هر چی هم اطلاعات می دن، از گوگل سرچ کرده اند.

 

گفت: میان می شینن تو رادیو صحبت می کنن، بعد میری تو گوگل سرچ می کنی می بینی همه رو از اونجا آورده بودن.

خوب برین بگردین یه کم اطلاعات دیگه از چندتا منبع دیگه پیدا کنین.

 

ازش خوشم اومد.

 

مثال هم آورد:

طرف کارشناسه، استاد دانشگاهه، اومده می گه MI6  سازمان جاسوسی انگلیسه.

خوب برو یه خورده تحقیق کن. اقلا بگو که قبل از سال 1909 که MI6 تشکیل شده، انگلیسی ها «وزارت مستعمرات» داشته اند و کار این وزارتخونه پرورش جاسوس بوده.

 

گفتم تازه خبر ندارید گویا عده ای از کارشناسها هم اطلاعات شون حتی گوگل هم نیست. هر چی می گن قبلش تو اینستاگرام و تلگرام نوشته بوده.

 

ماجرای سن و سالش رو هم این طوری توضیح داد که گفت پسر جوونی رو دیروز سوار کرده ام می گه یه سوال فنی دارم. بپرسم؟

می گم بپرس.

 

می گه چرا سال 57 انقلاب کردید؟

 

راننده یک عالم درباره این موضوع توضیح داد که ...، بماند.

 

ولی گفت اون موقع من سرباز بودم. البته 3 سال دیر رفته بودم چون فکر می کردم ممکنه بتونم کفالت بگیرم.

یعنی سال 57 حدودا 21 ساله بوده و حالا می شد 60 -61 ساله.

 

دیگر اینکه گفت خدا پدر اینترنت رو بیامرزه، من حدود 100 جلد کتاب درباره انقلاب 57 از اینترنت دانلود کرده ام و خونده  ام که اگه اینترنت نبود عمرا دستم بهشون نمی رسید.

 

راننده تاکسی داشت توضیحات دیگری در خصوص موضوعات دیگر هم به بقیه مسافران می داد، ولی من به مقصد رسیده بودم و باید پیاده می شدم.

حیف شد.

  • علیرضا داداشی

دلنوشته

علم و پژوهش

نظرات  (۳)

چرا راهتان را دورتر نکردید که از سخنان ایشان بهره ببرید بعد برگردید؟
اگه 100 کتاب درباره انقلاب خونده پس خیلی چیزهای سیاه میدونه
پاسخ:
سلام.
کافی بود مقصد من کمی دورتر باشه.
چه راننده تاکسی گوگولیی بوده
خیلی کم پیش میاد راننده تاکسی اینطوری پیدا بشه
با تعریف های شما منم ازشون خوشم اومد


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی