روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

تواضع و تفاخر

يكشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۳:۱۳ ب.ظ

مدتی است فکرم به موضوعی مشغول شده که الان تصمیم دارم اینجا بنویسم.

تواضع کردن از سوی هر کسی شایسته و پسندیده نیست.

تواضع در مقابل هر کسی منظورم نیست؛ از سوی هر کسی شایسته نیست.

شاید اشتباه نباشد اگر این مطلب را در گروه «برند شخصی» دسته بندی کنیم.

 

مثلاً:

 

1- محمدرضا شجریان، فخر موسیقی اصیل ایرانی است.

القابی که دوستدارانش - به حق - به او می دهند اینهاست: خسروی آواز ایران، استاد و ....

عنوانی که خودش برای خودش استفاده می کند: خاک پای مردم ایران.

 

2- مرحوم جمشید مشایخی، چهره ماندگار عرصه ی بازیگری است.

القابی که مردم به او می دادند: استاد، پیشکسوت، کمال الملک، سلطان صاحبقران و ....

عنوانی که خودش برای خودش انتخاب کرده: نوکر مردم ایران.

 

وقتی این افراد را با این القاب خطاب می کردند و می کنند، اشاره می کنند که ما استاد نیستیم و در مقابل، عنوان انتخابی خودشان را مناسب و شایسته می دانند.

 

طرف دیگر ماجرا را هم می دانید:

در فضای آموزشی و به ویژه در وجه مجازی پر طمطراقی که بعضی ها برای خودشان ساخته اند، تقریبا همه  استادند و کسی نیست که بخواهد نزد دیگران شاگردی کند.

 

استاد فلانی: مدرس اصول و فنون ....

استاد بهمانی : پدر علم .....

آن دیگری: اولین متخصص ....

یکی دیگر: بنیانگذار....

 

القاب و عناوینی عمدتا جعلی که قابل اثبات هم نیستند.

 

این که چرا آنها که در حقیقت مایه ی فخر و مباهات در بین مردم و جامعه و علاقمندان هستند، لقبی تا این اندازه متواضعانه برای خودشان انتخاب می کنند، و آن ها که هنوز در مراحل اولیه ی کسب جایگاه و معروفیت هستند خیلی دنبال عناوین دهان پرکن ولو جعلی هستند، جوابش معلوم است: پول خرد بی ارزش سر و صدا دارد ولی اسکناس پر ارزش نه.

 

اصل مطلب من این است که با توجه به نوع رفتار استادانی مثل محمدرضا شجریان، علی نصیریان، جمشید مشایخی، مسعود حیدری و .... آیا انتخاب لقب متواضعانه برای هر کسی شایسته است و از سوی مخاطبان پذیرفتنی است و ماندگار خواهد شد؟

 

به نظرم خیر.

 

معتقدم اول باید به جایگاه رفیعی نظیر این بزرگواران رسید، بعد لقب خاضعانه انتخاب کرد.

 

این که من فردا روی کارت ویزیت و  زیر عکس خودم یا در زیر ویدئوی ایسنتاگرامی و تلگرامیم بنویسم «علیرضا داداشی، خاک پای علاقمندان بازاریابی» خیلی بیشتر به چشم می زند و آزار دهنده  تر است تا رفتاری مشابه رفتار پول خردهای جامعه.

 

یعنی باید محمدرضا شجریان بود، در جایگاه رفیع او بود، مقبولیت و محبوبیت بسیار بالای او را داشت، بعد شد: خاک پای مردم ایران.

 

باید جمشید مشایخی بود، در جایگاه او بود، مقبولیت و محبوبیت بسیار بالای او را داشت، بعد شد: نوکر مردم ایران.

 

در این خصوص، سه نکته ی دیگر هم دارم:

 

1- چنین به نظر می آید که درخت هر چه پربارتر می شود، افتاده تر می شود و این یک حقیقت انکار ناپذیر است.

 2- تواضع برازنده ی بزرگان است و تفاخر دغدغه ی کوچکترها.

 3- بوده اند کسانی که در عین اینکه از کمترین میزان محبوبیت و مقبولیت هم برخوردار نبوده اند، به قصد فریب، خودشان را خادم و نوکر و خدمتگزار و کوچک و کمترین و فلان و بهمان معرفی کرده اند تا جایگاهی کسب کنند. شاید هم موفق شده اند ولی این جایگاه ماندگار نبوده و مانا نشده است.

 

هر چه ما بزرگان را بزرگتر می بینیم و از بزرگی شان مطمئن تریم، آنها خودشان را خاک تر و نوکرتر می بینند همان گونه که هر چه مطمئن تریم برخی کوچکترند، آنها خودشان را برتر و بالاتر می دانند.

 

پی نوشت:

انگار این موضوع خیلی ذهن مرا درگیر کرده بوده. زمانی که این پست را می نوشتم و منتشر می کردم، اصلا حضور ذهن نداشتم که قبل تر از زاویه ای دیگر، به همین موضوع پرداخته بودم.

دوست داشتید روی لینک عنوان «نه همیشه، نه برای همه کس» کلیک کنید و بخوانیدش.

ممنون.

  • علیرضا داداشی

برندینگ

حرفه ای گری

دلنوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی