روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

از مدیریت خواهم نوشت، از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.
نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

تراوشات ذهن کلافه

شنبه, ۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۴ ب.ظ

کلافگی خودش میاد.

یعنی، از اون دسته پدیده هاست که هر وقت شرایط رو فراهم ببینه، سر و کله اش پیدا می شه؛ نه اجازه می گیره، نه اعلام می کنه.

چقدر هم به سراغ من یکی میاد!

می گم اگه کلافگی بطور متوسط همین اندازه به بقیه آدمها سر بزنه که به من می زنه، به گمانم باید بگم بزرگترین ویژگی مشترک نسل آدمی - دست کم نسل فعلی - کلافگیه.

خلاصه، تو این کلافگی جدید، مجموعه فکرهایی هست که چندروزه تو سر من چرخ می زنند:

 

- گربه ی پا شکسته ای گوشه ی خیابون دنبال غذا بود. مسئول خوب کردن حال خراب گربه ها تو این دنیا کیه؟

 

-آدمهای حال خرابی رو تو مترو دیدم که سر چند سانتی متر مربع فضا، داخل یا خارج یه واگن شلوغ مترو، کله ی صبحی به هم فحش ناموس می دادند و همدیگه رو به پیاده شدن تو ایستگاه بعدی دعوت می کردند که بزنند فک همدیگه رو پایین بیارند، دعوت یه آدم از یه آدم دیگه به دعوا و زدن همدیگه؟ گفتن حرف های زشت که سزای گفتن نیست و ناسزاست! صبوری برای رسیدن به ایستگاه بعد برای کتک کاری! چه وحشیانه و چه خالی از شعور! چرا حال آدم ها این اندازه بده؟ مسئول خوب کردن حال آدم ها تو این دنیا کیه؟

 

- هنوز ماه عزا نرسیده، پیرمردی که کلاه عرقچین سبز به سر داشت گوشه ی کوچه ی عریض بساط کرده بود برای رهگذرها روضه می خوند بلکه پولی به دست بیاره، ولی کسی انگار پولی نداشت که بده یا ضرورتی نمی دید پول بده. اسم این شغله؟ این شغل بر اساس علاقه انتخاب شده؟ آدم ها یه روزی به روضه خون ها خیلی توجه داشتند. مسئول بی توجهی آدم ها به روضه خون ها تو این دنیا کیه؟

 

- .....

 

- برهنگی و کودک آزاری و حیوان آزاری و بی سوادی و بی فرهنگی و نشناختن رسوم عادی زندگی  و بی  توجهی به مطالعه و غرق شدن تو برنامه های بی سر و ته شبکه های تلویزیونی داخل و خارج، در کنار علافی تو بی کیفیت ترین شبکه های اجتماعی، کولاک می کنه و ما همچنان در ذهن خودمون بهترین و با فرهنگ ترین و متمدن ترین مردمی هستیم که صاحب قدیمی ترین تمدن و بزرگترین پادشاهانیم که با فرهنگ ترین و با سوادترین و مهربون ترین و با اخلاق ترین و با گذشت ترین و خون گرم ترین و خانواده دوست ترین و دانشمند ترین و آقا ترین مردم دنیا هستیم. حتی خانم هامون هم آقاترین خانم های تاریخ معاصر هستند.

مسئول بیدار کردن ما از این عمیق ترین خواب تاریخ تو این دنیا کیه؟

 

کلافگی هام پایان نداره ها. گفته باشم. نگید نگفتی.

 

 

 

نظرات  (۱)

  • علی رسولی
  • علیرضای عزیز درباره آخرین کلافگی که ناشی از دیدن بسیاری از خوابگردهاست:
    بنظر من یکی از راه های رفع این نوع کلافگی نگاه به انسان های بالاتر از خودمان، بجای نگاه به پایین است. نگاه به بزرگان و اندیشمندانی که ما برایشان کلافگی آور هستیم، باعث میشه متوجه بشیم که فاصله ما با بالایی ها خیلی بیشتر از فاصله مون با پایینی هاست و یک انگیزه ای در ما بوجود میاره که مستقل از محیط، روی خودمون تمرکز کنیم و همه سعیمون رو بکنیم تا اون فاصله با بالایی ها رو کم کنیم.
    پاسخ:
    سلام.
    ممنون از نکته مهمی که گفتید.
    راستش من خودم رو به این به قول شما پایینی ها نزدیک تر م یدونم و برا یهمین رفتارهاشون نگرانم می کنه.
    شاید راه حل خوبی باشه که سعی کنم خودم رو با بالاتری ها مقایسه کنم و به این هم سطح های خودم مشغول نشم.
    ممنون از لطف شما دوست عزیز.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی