روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

در اینجا، از مدیریت می نویسم و از بازاریابی و از مسائل دیگری که از دید مدیریت و بازاریابی قابل تحلیل خواهند بود.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات
  • ۱۴ مهر ۹۷، ۱۶:۵۵ - نگار جهانشاهی
    خوبه

۷ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۴
مهر

 تصمیم گرفته ام در چند پست اطلاعاتی در خصوص «بازاریابی محتوایی» یا content marketing در اختیار دوستان بگذارم.

 

در این اولین پست، مروری سریع و گزیده بر تاریخچه ی آن خواهم داشت.

 

  • علیرضا داداشی
۲۳
مهر

رابطه ی من با جناب دکتر «محمدحسین غوثی» رابطه ای خاص و تا حدی منحصر به فرد است.

  • علیرضا داداشی
۱۹
مهر

 

می خواهم از یک دزدی برایتان بنویسم.

 

  • علیرضا داداشی
۱۷
مهر

از مدت ها قبل، مطالب شرکت «مدیران نواندیش» را در صفحه ی اینستاگرام شان دنبال می کردم.

 

حوزه ی فعالیت شان به شکل متمرکز در استان سرسبز گیلان بود.

 

چندی پیش محبت کردند و پیغام فرستادند که شعبه ی تهران شرکت افتتاح شده و همزمان دارند نسبت به گسترش دامنه ی کاری شان در حوزه های مرتبط اقدام می کنند.

از من دعوت کردند که برای وبسایت به شدت علمی و البته کاربردی شان مطلب ارسال کنم.

دعوتی ارزشمند بود که پذیرفتم.

  • علیرضا داداشی
۱۵
مهر

پنجاه و دومین شماره ماهنامه ی «بازاریاب بازارساز»، ویژه ی  مهر ماه 97 منتشر شد.

این شماره نیز مانند شماره ی قبل، به شکل الکترونیکی تولید و منتشر شده است،

جزئیات مربوط به محتوای این شماره را از سایت جناب  «پرویز درگی» بخوانید.

 

یکی از بخش های این شماره، مصاحبه با من درباره ی روند شکل گیری و پیدایش کتاب «بیست گفتار فروش و بازاریابی» است که امیدوارم مطالعه ی آن را دوست داشته باشید.

تلفن اشتراک ماهنامه: 02166408251

سایت خرید:  marketingshop.ir

 

متن مصاحبه ی من که با مقداری تغییرات به چاپ رسیده ، به شرح زیر است:

  • علیرضا داداشی
۰۹
مهر

 

دیروز هشتم مهرماه 97 اولین کتاب من روانه ی بازار کتاب شد.

 

بیست گفتار فروش و بازاریابی/ کتاب همراه فروشندگان و بازاریابان 

 

  • علیرضا داداشی
۰۲
مهر

چند وقتی است دوباره می بینمش.

نگاهم نمی کند، یعنی سعی می کند ندیده بگیرد.

نمی دانم مرا نمی شناسد یا او هم مثل من ردی از دیدارهای آن سال ها در ذهن دارد و نمی خواهد بروز دهد.

 

  • علیرضا داداشی