روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی و فروش

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی و فروش

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

از اول مهر 1395 وبلاگ نویسی می کنم؛ این وبلاگ را تیر 1396 راه اندازی کرده ام.

از مدیریت می نویسم و بازاریابی و فروش. موضوعات دیگر را هم از دید مدیریت تحلیل می کنم.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

آموخته های نیاموخته

دوشنبه, ۲۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۲:۳۲ ق.ظ

 

هر کدام از ما، دوره های مختلفی را گذرانده ایم و مهارتهای فردی و سازمانی متعدد مرتبط و غیرمرتبط زیادی را فرا گرفته ایم.

معتقدم که در واقع باید گفت در کلاس هایش شرکت کرده ایم و یا گاهی در کلاس هایش ثبت نام کرده ایم.

 

این دومی در مورد دوره های آموزشی سازمانهای دولتی خیلی مصداق دارد: عده ای را همینجوری بی برنامه در دوره هایی ثبت نام و به کلاس اعزام می کنند و چون هیچ خروجی ای مدنظر نیست و خوب فراهم نمی شود.

 

بگذریم.

 

چرا از این دوره ها  و آموزش هایش هیچ ردی در رفتارهای خیلی از افراد نمی شود؟

 

چندسال پیش به دعوت دوستی بسیار ارزشمند به یک مهمانی افطار در منزلش دعوت شدم. دوره ای هر ساله بود با همکلاسان سالهای دورش در سازمان مدیریت صنعتی که یکی دو سال را من هم دعوت شدم.

 

مهمانان، همگی  صاحبان کسب وکارهای ارزشمندی در جایگاه های معتبر و عمدتا متفاوت در کشور و بعضا در سطح بین الملل بودند.

 

بعد از افطار و شام، قرار شد طبق روال برای مرور آنچه در یک سال گذشته بر افراد گذشته بود، هر کس چند دقیقه ای صحبت کند.

 

با توجه به این که بیست نفری در جمع حاضر بودند، پیشنهاد شد هر کس نهایتا 5 دقیقه صحبت کند و هر کس خودش صحبت هایش را مدیریت کند که زمان مهمانی طولانی نشود. 

 

مثل اغلب موارد، عده ای با خودروی خودشان نیامده بودند و مسیرها یکی نبود و باید همه زودتر به منازلشان می رسیدند.

 

از جمع بیست نفره ی حاضر در مهمانی، فقط من و یک نفر دیگر این زمان بندی را رعایت کردیم.

 

بقیه، نتوانستند زمان را مدیریت کنند و از پس کوتاه و مفید صحبت کردن بربیایند.

 

من و او، در همان 5 دقیقه، هر چه لازم بود گفتیم ولی چرا بقیه چنین مهارتی نداشتند؟

آنها که صاحبان بنگاه های بزرگ  ملی و بین المللی بودند، در یکی از بهترین مراکز آموزشی کشور تحصیل کرده بودند و استاد هم در بین شان بود!

 

یا اینکه به کرات می بینم طرف استاد دانشگاه است ولی نمی تواند از پس یک گفتگوی کوتاه بر بیاید یعنی نه تنها نمی تواند میزبان خوبی باشد، حتی نمی تواند میهمان خوبی هم باشد.

 

یا به او گفته اند که در سمینار، 15 دقیقه فرصت سحنرانی داری، ولی باید از دقیقه ی بیستم به بعد تا پانزده دقیقه بعدش مرنب روی سن بروند و به او یادداشت بدهند که وقتت تمام شده و او همچنان نمی تواند در زمان مقرر سخنرانیش را به اتمام برساند 

 

چرا افرادی در چنین جایگاه های معتبری، خودشان را ملزم به رعایت آنچه آموخته اند و درست هم بوده نمی کنند؟

 

شاید هم آموزشها درست اند، فراگیران خودشان را ملزم به رعایت آنها نمی کنند.

 

از بد حادثه است که وقتی هم آموزش درست است، الزام به رعایت آموخته ها از طرف فراگیران نیست.

 

من ایراد را از خود افراد می دانم.

 

شما چطور فکر می کنید؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۰/۰۸/۲۴
علیرضا داداشی

علم و پژوهش

پراکنده ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی