روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی و فروش

روزنوشته های علیرضا داداشی

یادداشت های مدیریت و بازاریابی و فروش

روزنوشته های علیرضا داداشی

دکترای مدیریت بازرگانی (بازاریابی) می خوانم.

از اول مهر 1395 وبلاگ نویسی می کنم؛ این وبلاگ را تیر 1396 راه اندازی کرده ام.

از مدیریت می نویسم و بازاریابی و فروش. موضوعات دیگر را هم از دید مدیریت تحلیل می کنم.

نظرات دوستانم نواقص مرا برطرف خواهند کرد.

آخرین نظرات

۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرفه ای گری» ثبت شده است

ماجرای لوگوتایپ من

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۹، ۰۱:۴۴ ق.ظ
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۹ ، ۰۱:۴۴
علیرضا داداشی

درباره شایسته سالاری

جمعه, ۹ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۰۰ ق.ظ

در صفحه ی اینستاگرام پستی گذاشته ام به نقل از کتاب «یادداشت های روزانه جان سی مکسول» که دیدم جای پرداختن بیشتر دارد، گفتم اینجا هم کمی بیشتر درباره اش بنویسم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۹ ، ۱۰:۰۰
علیرضا داداشی

یک جایی همان اول کار؛ حرفه ای گری

دوشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ۰۹:۱۸ ق.ظ

 

چند سال پیش در یک نشریه ی الکترونیکی که محوریت کارآفرینی داشت و عنوانش «میلیاردرها» بود، مقاله ای نوشته بودم با این مضمون که «شروع رایگان یک کار، شروع یک کار رایگان نیست.»

گفته بودم از اینکه کاری را ابتدا رایگان شروع کنیم نترسیم؛ ولی همیشه رایگان ادامه اش ندهیم.


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۹ ، ۰۹:۱۸
علیرضا داداشی

پاسخ سوال اول، پاسخ سوال دوم. در سوگ فرهنگ

سه شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ۰۳:۰۲ ب.ظ

بهانه ی نوشتن این مطلب در این روز، درگذشت محمدعلی کشاورز است ولی موضوع آن در واقع مقایسه ای است بین فضای فرهنگی و هنری گذشته و حال.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۵:۰۲
علیرضا داداشی

مشتری مداری: (1) مغازه ی خودمون

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۸، ۰۹:۰۹ ق.ظ

نزدیک به 5 سال از یک سوپر مارکت در انتهای خیابان خرید می کردم.

مثل عمده ی مشتریان این نوع فروشگاه ها (فروشگاه کالاهای تند مصرف)، من هم اولین مقصدم برای خرید کردن به طور ذهنی و حتی فکر نکرده این مغازه بود.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۸ ، ۰۹:۰۹
علیرضا داداشی

خاطرات سازمانی من: وجدان آسوده

دوشنبه, ۲ دی ۱۳۹۸، ۰۴:۰۲ ب.ظ

چند سال پیش همکاری داشتم که از شرایط کاری اش ناراضی بود.

 

وقتی بعد از مدتها تلاش و پیگیری، توانست رضایت مدیران را جلب کند و با انتقالش به بخش دیگری از سازمان موافقت شد، انتظار داشتیم آنچه را در اختیار دارد به دیگران منتقل کند تا  بعد از رفتنش کارهای آن واحد سازمان معطل نماند.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۸ ، ۱۶:۰۲
علیرضا داداشی

خاطرات سازمانی من: کار تیمی

چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ۰۴:۴۱ ب.ظ

هم دانشکده ای بودیم در مقطع کارشناسی.

 

چهارتا دوست که همگی قبل از قبولی در دانشگاه دو به دو با هم دوست بودیم و تقریبا بچه محل و بعد قبولی در یک دانشکده زمینه ساز دوستی های بیشتر و طولانی تر بین مان شد و بعد هم که همگی در سازمانهایی مشغول به کار شده بودیم، این نزدیکی و ارتباط بیشتر شده بود. دو نفرمان حسابداری خوانده بودیم و دو نفر دیگر مدیریت.

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۸ ، ۱۶:۴۱
علیرضا داداشی