نمی دانم چرا ولی خیلی دوست دارم این مطلب را اینجا به اشتراک بگذارم.
یکی، دو تا خاطره از یک آدم به درد نخور از خود راضی است.
در صفحه ی اینستاگرام پستی گذاشته ام به نقل از کتاب «یادداشت های روزانه جان سی مکسول» که دیدم جای پرداختن بیشتر دارد، گفتم اینجا هم کمی بیشتر درباره اش بنویسم.
چند سال پیش در یک نشریه ی الکترونیکی که محوریت کارآفرینی داشت و عنوانش «میلیاردرها» بود، مقاله ای نوشته بودم با این مضمون که «شروع رایگان یک کار، شروع یک کار رایگان نیست.»
گفته بودم از اینکه کاری را ابتدا رایگان شروع کنیم نترسیم؛ ولی همیشه رایگان ادامه اش ندهیم.
بهانه ی نوشتن این مطلب در این روز، درگذشت محمدعلی کشاورز است ولی موضوع آن در واقع مقایسه ای است بین فضای فرهنگی و هنری گذشته و حال.
نزدیک به 5 سال از یک سوپر مارکت در انتهای خیابان خرید می کردم.
مثل عمده ی مشتریان این نوع فروشگاه ها (فروشگاه کالاهای تند مصرف)، من هم اولین مقصدم برای خرید کردن به طور ذهنی و حتی فکر نکرده این مغازه بود.