بهانه ی نوشتن
مدتی قبل، با توجه به آمار کنار وبلاگ به این فکر می کردم که وقتی تعداد بازدید کننده ها به 100000 رسید مطلبی بنویسم، یا وقتی در همان حول و حوش تعداد نمایش ها به 250000 رسید آن مطلب را بنویسم.
مدتی قبل، با توجه به آمار کنار وبلاگ به این فکر می کردم که وقتی تعداد بازدید کننده ها به 100000 رسید مطلبی بنویسم، یا وقتی در همان حول و حوش تعداد نمایش ها به 250000 رسید آن مطلب را بنویسم.
در شماره ی 57 ماهنامه ی «بازاریاب بازارساز»، که اسفندماه 97 به چاپ رسیده، مقاله ای کوتاه داشته ام که مانند مقالات قبلی من در این ماهنامه، آموزش نکته ای از نکات ضروری برای فروشندگان و بازاریابان است که در روند روتین فعالیت ها گاه به فراموشی سپرده شده است.
در پست قبلی، در مورد بی توجهی بعضی ها به جایگاه « مهارتها» در موفقیت افراد موفق نوشته بودم.
در پایانش به این نتیجه رسیدم که درباره ی «مستندسازی» هم بنویسم با این نیت که شاید کمک کند خلاء مهارت در سازمان بر طرف شود.
چند سال پیش از این، مقاله ای در خصوص فساد اداری در کشور نوشته بودم و با این پرسش شروع کرده بودم که چرا با وجود داشتن 5 نهاد نظارتی در سطوح عالی کشور، باز هم از فساد در امان نیستیم؟
آخرش هم چندین راه حل اساسی و عملیاتی برای مقابله ی اثربخش با فساد هم در مرحله ی پیشگیری و هم در مرحله ی جلوگیری از گسترش فساد ارائه کرده بودم.
مطلبی نوشته ام که در پنجاه و ششمین شماره ی ماهنامه ی «بازاریاب بازارساز»، بهمن ماه 1397 منتشر کرده اند.
سومین مقاله ی من در وبسایت ارزشمند «مدیران نواندیش» در 17 دی ماه 1397 منتشر شد.
مقاله ای با عنوان «چند نکته برای ارتقاء فروشندگان تلفنی»
می توانید مطلب من را در کنار ده ها مطلب مفید و آموزنده ی دیگر، در این نشانی بخوانید.
همچنان توصیه ی من این است که به سایت شان و صفحه ی اینستاگرام شان سر بزنید و عضو شوید و از مطالب مفیدشان بهره مند شوید.