از یک جایی به بعد، باید یاد بگیریم که هر چیز که به عنوان «صفت خوب» یا «صفت بد» به ما آموزش داده شده، مطلق نیست. منظورم این است که همیشه و برای همه ی افراد استفاده از آنها پسندیده نیست.
مثلاً: تواضع
نمی شود اهل بازاریابی باشید، دانشجو یا علاقمند یا فعال بازاریابی باشید و دست کم با بخشی از مجموعه فعالیت های گروه TMBA و دوستان عزیز واحدهای گوناگون این مجموعه که موسس و مدیر آن «دکتر پرویز درگی» بزرگوار است آشنایی نداشته باشید.
من یک همکار دارم که بیش از یک دهه است با هم دوست هستیم.
من و او مثل هر دو انسان دیگری در عین شباهت، تفاوت هایی هم داریم که برایم جالب است.
یک قاعده ی مهم وجود دارد که در باب قضاوت در مورد آدم ها - که علی رغم ادعای زیاد بعضی ها، گریزی هم از قضاوت کردن نیست - باید حواس مان به آن قاعده باشد: هر کس را در جایگاه های مختلف با شاخص های مختلف بسنجیم.
قاعده ی حضور اول وقت در سازمان ما این طوری است:
صبح ساعت شروع کار ستاد 7:30 است ولی یک فرجه ی 15 دقیقه ای داریم که می توانیم از آن استفاده کنیم؛ به این صورت که،اگر تا 7:45 دقیقه هم برسیم تاخیر محسوب نمی شود ولی اگر 7:46 برسیم ، 16 دقیقه تاخیر محسوب می شود. تاخیرمان بعد از 7:45 معنی پیدا می کند ولی از 7:30 محاسبه می شود.
جمع تاخیرهای صبح می تواند 4 مرتبه باشد و روی هم رفته 2 ساعت.
بیشتر از این میزان، منجر به صدور نامه و درج در پرونده ی پرسنلی می شود.
یک سوال:
آیا این که یک بازیگر پول بدهد و نقش بگیرد،کاری زشت و ناصواب است؟
به نظرم، خیر!