مطالعه با ذهن باز
اخیرا تجربهای داشتم در حوزهی کتابخوانی که ترجیح دادم گرچه تکراری بود، باز بیتفاوت از کنارش رد نشوم و دست کم با شما به اشتراک بگذارم.
اخیرا تجربهای داشتم در حوزهی کتابخوانی که ترجیح دادم گرچه تکراری بود، باز بیتفاوت از کنارش رد نشوم و دست کم با شما به اشتراک بگذارم.
یک دوستی دارم که سابقه ی راه اندازی چند کسب و کار را هم دارد.
چند وقت پیش اینطور اظهار نظر کرد که: مشاوره راحت ترین و بی دردسرترین روش پول درآوردن است. مشاور هیچ مسئولیتی ندارد و فقط پول می گیرد.
از ابتدای راه اندازی این وبلاگ قرار گذاشته بودیم که به مسائل مختلف از دید مدیریت نگاه کنیم و این را آن رو به رو، زیر لوگوتایپ اسمم هم نوشته ام.
یکی از همکاران به سبب نوع مهارتها و تحصیلاتی که داشت باید از سازمان به طور موقت منفک می شد و به واحد دیگری می رفت؛ او آی تی می دانست و قرار بود برای واحد سازمانی ما، سامانه ای طراحی شود.
او رفته بود تا در واحد آی تی نماینده ی مطلع واحد ما باشد و به کمک بچه های آن واحد، سامانه را متناسب با کارهای واحد ما طراحی و تولید کنند.
برای دومین سال پیاپی فرصت سخنرانی در مراسم هفته ی کتاب «خانه ی کتاب و ادبیات ایران» را داشتم.
این برنامه در «سرای اهل قلم» برگزار می شود.
با دوستی درباره حمایت یا عدم حمایت از کارکنان در جلسات اداری صحبت می کردیم، گفتم من سابقه ی همکاری با دو نوع از مدیران را داشته ام:
هر کدام از ما، دوره های مختلفی را گذرانده ایم و مهارتهای فردی و سازمانی متعدد مرتبط و غیرمرتبط زیادی را فرا گرفته ایم.